حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
490
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
در جنگها آن تابوت عهد را با خود مىبردند و چون پيروز مىشدند ، آن را علامت اعجاز تابوت عهد مىدانستند . سلوك : رفتن در راهى ، درآمدن در جايى . روش ، رفتار . طى مدارج خاص كه سالك بايد آنها را طى كند تا به مقام وصل و فنا برسد . اين مدارج عبارتند از : توبه ، مجاهده ، خلوت ، عزلت ، ورع ، زهد ، صمت و رجا و غيره است . سماع : از « سمع » به معناى شنيدن و هر آواز كه شنيدن آن خوشايند باشد و آدمى را به رقص و وجد آرد . در نزد صوفيه وجد و سرور و رقصيدن و چرخيدن و پاىكوبى و دستافشانى است كه صوفى به تنهايى يا به صورت گروهى با آداب و تشريفات و شيوههاى خاص اغلب در خانقاهها يا رباطهاى صوفيان به انجام مىرساند . موسيقى و سماع در جان عارف تأثير مىكند و او را به وجد و شوق مىآورد و خيال را برمىانگيزد . مولوى : سماع آرام جان زندگان است * كسى داند كه او را جان است « 1 » چونك با معشوق گشتى همنشين * دفع كن دلالگان را بعد از اين هركه از طفلى گذشت و مرد شد * نامه و دلاله بر وى سرد شد « 2 » در سماع آفتاب اين درهها چون صوفيان * كس ندارند بر چه قولى بر چه ضربى ؟ بر چه ساز ؟ « 3 » سماع از نظر مولوى پنجرهاى به سوى گلستان است براى رويت معشوق : پنجرهاى شد سماع سوى گلستان تو * گوش و دل عاشقان بر سر اين پنجره « 4 » حافظ : يار ما چون سازد آهنگ سماع * قدسيان در عرش دستافشانى كنند * * *
--> ( 1 ) . ديوان شمس ، ج 1 ، ب 3663 . ( 2 ) . مثنوى ، دفتر چهارم ، ب 2068 . ( 3 ) . ديوان شمس ، ج 3 ، ب 15132 . ( 4 ) . همان ، ج 5 ، ب 25392 .